پتر ون بورن (کارمند سابق وزارت امور خارجه آمریکا اخیرا در رویترز مقاله ای نوشته است پیرامون تحولات خاورمیانه که خبرگزاری فارس آنرا بازتاب داده است که می توانید متن آنرا در اینجا به فارسی و در اینجا به انگلیسی بخوانید.این مقاله نگاهی انداخته است به توافقنامه سایکس پیکو که در سال 1916 بین بریتانیای کبیر آن زمان و فرانسه و روسیه برای ترسیم مرزهای جدید در بخش بزرگی از خاورمیانه بسته شد..آقای پتر ون بورن با برشمردن بحرانهای منطقه، مدعی شده است که تنها راه برای پایان دادن به وضعیت فعلی که ریشه آن در حمله سال 2003 آمریکا به عراق است، انجام مذاکره برای رسیدن به خطوطی جدید و حل کلان مسئله است. او تأکید کرده که این اقدام باید با موافقت آمریکا، روسیه و ایران انجام شود. این مقام سابق وزارت خارجه آمریکا که تا سال 2012 هم در دولت این کشور مشغول به فعالیت بود، از این هم فراتر رفته و پیشنهاد مذاکره مستقیم با داعش را مطرح کرده است. وی نوشته است: «افراد، برای رسیدن به صلح، باید با دشمن خود مذاکره کنند.»
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...

اما ایشان در بخشی از مقاله خود به توافقنامه سایکس -پیکو اشاره می کند و می نویسد:با توجه به رخدادهای ماههای گذشته، اکنون به یک قرارداد سایکس پیکو جدید که مناطق مختلف خاورمیانه را بر اساس خطوط قومیتی و مذهبی تقسیمبندی کند، نیاز است. ..
حال برای آنکه تصویر کامل تر و جامع تری از توافقنامه سایکس-پیکو داشته باشید توضیحات زیر را بخوانید:
موافقتنامه سایکس-پیکو بر پایه سازش سری ۱۹۱۶ میان دولتهای پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و فرانسه بود. امپراتوری روسیه نیز با ایشان هم رأی بود تا منطقه نفوذ و کنترل شایستهای پس از سرنگونی احتمالی امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول بیابند.
موافقتنامه سایکس-پیکو توافقی سری میان بریتانیای کبیر و فرانسه بود که در ماه مه ۱۹۱۶ در خلال جنگ جهانی اول و با رضایت روسیه برای تقسیم امپراتوری عثمانی منعقد شد. این توافقنامه به تقسیم سوریه، عراق، لبنان و فلسطین میان فرانسه و بریتانیا منجر شد. این مناطق قبل از آن تحت کنترل ترکهای عثمانی بودند.این توافقنامه نامش را از سر مارک سایکس بریتانیایی و فرانسوا ژرژ پیکوی فرانسوی گرفته است
با خطوط مستقیم میتوان مرزهایی بدون پیچیدگی کشید. به احتمال قوی بههمین دلیل بود که مارک سایکس (نماینده دولت بریتانیا) و فرانسوا ژرژ- پیکو (نماینده دولت فرانسه) در سال ۱۹۱۶ بر سر نقشهای با خطوط مستقیم به توافق رسیدند.
سایکس و پیکو هر دو از اشراف و نمونه «مردان عصر امپراتوری» بوده، در دستگاه امپراتوری پرورش یافته بودند. مهمتر از همه اینکه توجیه میکردند که مردم منطقه تحت حکومت امپراتوریهای اروپایی زندگی بهتری خواهند داشت. هر دوی آنها هم از نزدیک با خاورمیانه آشنایی داشتند. این دو در سال دوم جنگ جهانی اول (۱۹۱۶) بر سر تجزیه امپراتوری عثمانی به توافق رسیدند، توافقی که پایهها و پیامدهای آن تا به امروز بر این منطقه تأثیرگذار بوده است.
خطوط مستقیمی که سایکس و پیکو ترسیم کردند در نیمه اول قرن بیستم برای بریتانیا و فرانسه بسیار مفید بودند، اما تأثیرشان در مردم منطقه کاملاً متفاوت بود.

با طرح سایکس و پیکو، سرزمینهایی که از اوایل قرن شانزدهم تحت حکومت امپراتوری عثمانی بود میان انگلیس و فرانسه تقسیم شد:
سوریه و لبنان تحت نفوذ فرانسه، و عراق، اردن شرقی و فلسطین تحت نفوذ بریتانیا
ترسیم مرزهای کشورهای عرب شمال آفریقا در شرح وظایف سایکس و پیکو نبود، اما آن منطقه هم به دو حوزه نفوذ مجزا تقسیم شده بود. مصر تحت نفوذ بریتانیا بود و فرانسه بر مغرب (متشکل از تونس، الجزایر و مراکش) مسلط بود.
اما نظم ژئوپلیتیک ناشی از توافق سایکس- پیکو، سه مشکل بهوجود آورد. اول اینکه این طرح در خفا و بدون اطلاع اعراب تهیه شده بود و وعده اصلی بریتانیا به آنها در دهه ۱۹۱۰ را نادیده میگرفت؛ بریتانیا به اعراب قول داده بود که اگر علیه عثمانیها سر به شورش بردارند، با سقوط این امپراتوری به استقلال خواهند رسید.
بعد از اینکه وعده استقلال بعد از جنگ جهانی اول محقق نشد، و قدرتهای استعماری در دهههای ۱۹۲۰، ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ به اعمال نفوذ شدید بر جهان عرب ادامه دادند، محور سیاست در جهان عرب (شمال آفریقا و شرق دریای مدیترانه) تدریجاً از ایجاد نظامهای حکومتی مشروطه لیبرال (نظیر آنچه مصر، سوریه و عراق در دهههای نخست قرن بیستم تجربه کردند) بهسوی ملیگرایی تغییر جهت داد. هدف این نوع ملیگرایی بیرون راندن استعمارگران و نظامهای حاکم متکی به آنان بود. این یکی از عوامل اصلی رشد حکومتهای نظامی است که از دهه ۱۹۵۰ تا قیامهای عربی سال ۲۰۱۱ بر بسیاری از کشورهای عربی حاکم بودند.(منبع ویکیپدیا)


و اما متن کامل این توافقنامه:
فرانسه و انگلیس اعلام آمادگی میکنند که هر کشور عربی مستقل یا ائتلاف عربی را که تحت حاکمیت یک رئیس عربی در دو منطقه (الف) یعنی داخل سوریه و (ب) یعنی داخل عراق باشد، حمایت کرده و آن را به رسمیت میشناسند.
بر این اساس دو کشور اعلام میکنند که منطقه الف از آن فرانسه و منطقه ب از آن انگلیس خواهد بود و بر این اساس انگلیس و فرانسه دارای اولویت در اجرای طرحها و دادن وام و قروض به این کشورها بوده و فرانسه در منطقه الف و انگلیس در منطقه ب حق تقدم را در ارائه مشاوران و کارمندان خارجی به درخواست دولتهای عربی یا ائتلافی از دولتهای عربی حاکم بر این کشورها دارا میباشند.
به فرانسه در منطقه الزرقاء، بخش ساحلی سوریه و انگلیس در منطقه الحمراء، بخش ساحلی از بغداد گرفته تا خلیج فارس اجازه تاسیس هر نوع حکومتی که صلاح بدانند بصورت مستقیم یا غیر مستقیم یا به صورت توافقی داده میشود.
دولتی بین المللی در منطقه السمراء (فلسطین) تشکیل میشود که شکل و ماهیت این حکومت پس از مشورت با روسیه و توافق با مابقی متحدان و نمایندگان شریف در مکه مشخص خواهد شد.
بر اساس این توافقنامه انگلیس بر مناطق ذیل دست مییافت:
2- مقداری از آب رود دجله و فرات به منطقه الف و مقداری به منطقه ب خواهد ریخت و دولت انگلیس متعهد میشود که برای چشم پوشی از قبرس با دولت دیگری وارد مذاکره نشود، مگر پس از جلب موافقت فرانسه.
"اسکندورنه" بندری آزاد برای تجارت انگلیس بوده و اجازه انجام معاملات و داد و ستدهای دیگر در این بندر وجود نداشته و اجازه رد تسهیلات دریانوردی و ورود کالاهای انگلیسی به این بندر وجود ندارد و آزادی نقل و انتقال کالاهای انگلیسی از طریق اسکندرونه و خط آهن موجود در منطقه الزرقاء به داخل منطقه الحمراء یا دو منطقه الف و ب و خروج از آن داده میشود و اجازه انجام هیچگونه معاملهای چه به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بر هیچ یک از خطوط آهن منطقه یا بندری از بنادر آن وجود ندارد.
در مقابل حیفا بندری آزاد برای تجارت فرانسه و مستعمرات و کشورهای تحت الحمایه آن است و تمام تسهیلات بندری و نقل و انتقال کالاهای فرانسوی در این بندر در اختیار فرانسه خواهد بود و نقل و انتقال کالاها از راه حیفا و خط آهن انگلیسی منطقه السمراء مجاز است، حال چه این کالاها از منطقه الزرقاء یا الحمراء یا منطقه الف یا ب صادر یا به آن وارد شده باشند و کشتیهای فرانسوی مجاز هستند در تمام این بنادر رفت و آمد داشته یا کالاهای خود را بارگیری و تخلیه کنند.
خط آهن بغداد در منطقه الف تا موصل در جنوب و در منطقه ب تا سامرا در شمال کشیده نخواهد شد، مگر اینکه پیش از آن خط آهنی که بغداد را به حلب در دشت فرات وصل کند، کشیده شود و این خط آهن با کمک دو کشور انگلیس و فرانسه کشیده خواهد شد.
انگلیس اجازه دارد، خط آهنی را ایجاد و اداره کند که حیفا را به منطقه ب متصل میکند و تنها مالک و صاحب آن است و توسط این خط آهن اجازه نقل و انتقال دائمی سربازان و نیروهای نظامی خود به هر منطقه را دارد.
دو کشور انگلیس و فرانسه باید بدانند که این خط آهن باید ارتباط حیفا با بغداد را فراهم کند و اگر در این میان امکان احداث چنین خط آهنی به دلایل فنی و مادی در منطقه السمراء برای انگلیس وجود ندارد، دولت فرانسه آماده است از راههای در اختیار خود برای استفاده انگلیس جهت دستیابی به منطقه ب را بدهد.
توافقهای صورت گرفته برسر گمرکات ترکیه تا بیست سال در تمام مناطق الزرقاء و الحمراء و دو منطقه الف و ب قابل اجراست و هزینه گمرکات افزوده نخواهد شد و جز با توافق دو کشور گمرک یا منطقهای تجاری در مناطق فوق الذکر تاسیس نخواهد شد.
از جمله موارد مورد توافق اینکه دولت فرانسه هیچ مذاکره یا گفتگویی در هیچ زمان و مکانی برای چشم پوشی از حق و حقوقش در منطقه الرزقاء با هیچ طرفی مگر کشور یا ائتلافی عربی انجام ندهد، مگر آنکه در اینباره پیش از این توافقاتی با انگلیس درباره آن حاصل شده باشد و این موضوع درباره منطقه الحمراء نیز منطبق است که تحت حاکمیت انگلیس قرار دارد.
دو کشور انگلیس و فرانسه به عنوان حامی کشورهای عربی به توافق میرسند که به کشور سومی اجازه تملک هیچ گوشهای از جهان عرب یا ایجاد پایگاه دریایی در الجزایر بر سواحل دریای مدیترانه را ندهند.
مذاکرات و گفتوگوها به نام دو کشور فرانسه و انگلیس با اعراب و به شیوه سابق برای تعیین مرزهای کشورهای عربی ادامه مییابد.
به غیر از موارد فوق الذکر دو کشور انگلیس و فرانسه بر انتقال هرگونه سلاح به کشورهای عربی نظارت خواهند داشت.
معاهده سایکس – پیکو بخشی اجرایی معاهده پترزبورگ است که میان انگلیس و فرانسه و روسیه تزار در مارس 1916 منعقد شد و بر اساس آن املاک امپراتوری عثمانی تقسیم شد و مهمترین بندهای این معاهده عبارتند از:
1- به روسیه استانهای شمالی و شرقی عثمانی داده میشود.
2- به انگلیس و فرانسه استانهای عربی امپراتوری عثمانی داده میشود (موضوع معاهده حسین – مکماهون).
3- بین المللی کردن اماکن مقدس فلسطین و تامین آزادی زیارت از این مناطق و تسهیل رفت و آمد و تردد زائران به این مناطق.
امضا کنندگان: انگلیس و فرانسه و اتحاد شوروی سابق